تبليغاتX
برزو فرشاد
 
برزو فرشاد
 
 
این وبلاک شامل واگویه های ذهنی و برخی نمونه کار های من است
 
پشتشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني
مي‌دانست‌ كه‌ هميشه‌ جز اندكي‌ از بسيار را نخواهد
رفت.سنگ‌پشت،‌ ناراضی ونگران بود.
پرنده‌اي‌ درآسمان‌ پر زد، سبك؛
و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: اين‌ عدل‌ نيست،
اين‌ عدل‌ نيست. كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌
نمي‌كردي. من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم. هيچ‌گاه. و در لاك‌
سنگي‌ خود خزيد، به‌ نيت‌ نا اميدي .
خدا سنگ‌پشت‌ را از روي‌ زمين‌ بلند كرد. زمين‌ را
نشانش‌ داد. كُره‌اي‌ كوچك‌ بود.
و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس‌
نمي‌رسد.

چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن‌ است .
حتي‌ اگراندكي.
و هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي.
و باور كن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست،‌
توپاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛ پاره‌اي‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت. ديگر نه‌ بارش‌
چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتي‌ اگر اندكي...
 |+| نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:16  توسط برزو  | 
سلام.....خیلی وقته که اپ نشدم....اینها رو تو زاهدان کشیده بودم.....  قوی نیستن...ولی میشه تحملشون کرد...دیگه کم کم کارای جدید هم باید بزارم

1

2

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 21:7  توسط برزو  | 

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.


در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.


در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.


در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.


در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.


در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.


در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.


در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.


در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.


در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.


در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.


در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.


در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.


در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:25  توسط برزو  | 
اینم یه بچه کوچولو که منتظر تا باباش بیاد خونه.....؟!خیلی وقت پیش این عکس رو گرفتم....

1

.......

...... بالاخره لود شد..........................مردم.....و...مرسی امید جان؟!

راستش به خاطر اینکه پرشین گیگ رو هم فیلتر کردن عکسام باز نمیشه.....حالا باید از چه سایتی برای اپ لود عکسام استفاده کنم......؟اگه سایتی میشناسین که فیلتر نیست بهم معرفی کنین....؟!

این کار هم مال هلال احمر بود؟!

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 13:52  توسط برزو  | 

  باد می وزد

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

 

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . ..

 

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .

 

خوب گوش کردن را یاد بگیریم

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .

 

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

 

وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .

 

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

 

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

  

اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی

بدست خواهی آورد . . .

 

قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی

فردا میشکند دگری قلب تو را  . . .

 

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

 

همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست

 

 |+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 16:17  توسط برزو  | 
چند تا عکس دیگه از زاهدان .....این عکسا جدیدند در تیر ماه امسال که رفتم زاهدان گرفتم....

0

1

2

3

4

5

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 21:58  توسط برزو  | 
این عکس رو در بازار زاهدان گرفتم.... این دختر بچه بلوچ به نظر من پر از طراوت و پاکی کودکی است.

1

2

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 10:45  توسط برزو  | 
داشتم فایلهای کامپیوترم رو مرتب می کردم چند تا از اتود های کارهای قدیم رو یافتم........ گفتم بذارمشون اینجا............ وبلاگمون رو که خیلی وقته اپ نشده اپ کنیم............؟!!!!بابا نظر بدین نامردا ....چرا هیچکی نظر نداره؟من نظرا رو می خونم شاد میشم......اگه شده بد و بیراهم بگین بدین...امابگین!!!!!!

1

2

3

4

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:51  توسط برزو  | 
چندتا پرنده؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

dodo

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 0:17  توسط برزو  | 
شعر از پابلو نرودا شاعر  شیلیایی

   با ترجمه‌ی احمد شاملو:
 
  
 
به آرامی آغاز    
 
به سفر اگر نكنی
،
 
   اگر كتابی نخوانی،
 
   اگر به اصوات   زندگی گوش ندهی
  ، 

 
   اگر از خودت قدردانی نكنی

   به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

 زماني كه خودباوري را در خودت
 بكشی

 وقتي نگذاري ديگران به تو كمك
 كنند

 به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی

 اگر برده عادات خود شوی

 اگر هميشه از يك راه تكراری
 بروی
 ...

 اگر روزمرّگی را تغيير ندهی

 اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی

 يا اگر با افراد ناشناس صحبت
 نكنی


 تو به آرامی آغاز به مردن
 مي‌كنی

 اگر از شور و حرارت

 از احساسات سركش

 و از چيزهايی كه چشمانت را به
 درخشش وامی‌دارند

 و ضربان قلبت را تندتر
 مي‌كنند

 دوری كنی . . .

 تو به آرامی آغاز به مردن
 مي‌كنی

 اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا
 عشقت
 شاد نيستی، آن را عوض نكنی

 اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر
 نكنی

 اگر ورای روياها نروی

 اگر به خودت اجازه ندهی

 كه حداقل يك بار در تمام زندگيت

 ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .



 امروز زندگی را آغاز كن!

 امروز مخاطره كن!

 امروز كاری كن!

 نگذار كه به آرامی بميری!

 شادی را فراموش نكن
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 18:0  توسط برزو  | 
خوب بودن (( به خدا )) سهل ترين كار است
و نمي دانم،
                كه چرا انسان،
                                   تا اين حد،
                                                با خوبي،
                                                            بيگانه است!
                                   و همين درد مرا مي آزارد!
                                                                                (فريدون مشيري)
 
گذشته را فراموش کنید ،
 
بیایید مهربان باشیم،با هم،با همه...
 
دل هایمان باید عاشق باشند،عاشق عشق،دوستی و صفا وصمیمیت...
 
راستی را تمرین کنیم،پاکی را تمرین کنیم،
 
می شود پاک بود...
 
می شود عاشق بود و مهربان...
 
می شود انسان بود...
 
سخت نیست،آسان است،
 
باور کنید
 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 16:34  توسط برزو  | 
 
 

محتوای رقص عشق است .عشقی که کل کائنات را به حرکت وا می دارد.

تاریخ هنر گواه است که بشر از ابتدای خلقت به کمک رقص و ریتم موفق گردید به کارهای خود نظم بخشد . رقص و موسیقی به طبیعت آدمی جلوه انسانی می بخشد

گزنفون در کوروش نامه به دوران ماد اشاره دارد و می نویسد که شاه خود نیز گاه گاه به پایکوبی و دست افشانی برمی خواسته است. همچنین در تاریخ شاهنشاهی هخامنشی نوشته اولمستد آمده است: سالی یک بار در جشن مهرگان فرمانروای هخامنشی می بایست میگساری کرده و رقص پارسیانه کند که این رقص بازمانده ای از رقص جنگی ادوار پیش از هخامنشی بوده است.

رقص های فلکلوریک ایرانی

 بابا کرم 

در میان رقص های فلوکلور ایرانی، رقص "باباکرم" از رقصهای ایرانی است که ویژگیهای خاصی دارد ومنحصرا توسط مردان اجرا میشود. در "بابا کرم" از رقص شانه و کمر استفاده میشود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن میکند و معمولا لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده میکند. رقص بابا کرم بازمانده از دهه 1320 شمسی و از رقصهای به اصطلاح "کوچه بازاری" و "تخته حوضی" است که بسیار مورد محبوبیت قرار گرفته. هایده کیشی پور، استاد رقص ایرانی داستان بابا کرم را اینطور تعریف می کند : « داستان بر می گردد به زمان رضا شاه و ماجرای کشف حجاب. یکی از این خانم های شازده، باغبان مسنی داشت به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ می آمد باغبان را صدا می کرد: بابا کرم چطوری؟ این باغبان به تدریج عاشق این خانم می شود و بعد از مدتی که خانم به فرنگ سفر می رود ، بابا کرم از عشق اون می میرد. همین می شود که در اذهان مردم بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شکل می گیرد و آن رقص هم در آن زمان نشاندهنده حرکات یک مرد عاشق بوده. در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی که بخاطر دوری از دختر مورد علاقه اش جانش را از دست میدهد. این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهای فلوکلور ایرانی به حساب می آید

 هرچقدرناز کنی         ناز کنی . . .

رقص کردی (هه لپرکی)

واژه "هه لپه رکی" از کلمه هه لپر به معنی جنبش و تکان و در اصل به معنی حمله کردن است که نمادی ازحرکات جنگی است که از گذشته های دور به یادگار مانده است و چیزی فراتر از رقص عادی می باشد. رقص های کردی یکی از سنتهای دیرینه و یادگارهای ارزشمند آریایی ها ست که همچنان محفوظ مانده وحتی دررقص های سنتی بعضی از اقوام همجوار همچون آشوری ها تا ثیر کرده است 

 حرکا ت "هه لپه رکی" در چها ر نوع مراسم عرفانی مذهبی شادی و عروسی و عزا و غم اجرا می شود اما رقص های فولکلور کردی عبا رتند از : چه پی یا چوپی- سی پی - روینه - گه را نه وهکه مخصوص شکاک است .دووپی یی- داغه که ویژه کردستان ترکیه است .گه ریان - پشت پا - فه تاح - فه تا پاشایی- خانه میری -سی جار - شه لان -زه نگی - و چه مه ریواما فلسفه این حرکا ت شکل بخصوصی که این "هه لپه رکی"دارد. این رقص به صورت دسته جمعی انجام می شود و در دست نفر اول که به عنوان رهبر و پیشوای گروه و نفر آ خر "چوپی" دستمالی است که به جای شمشیر استفاده میشود و نظم و انضباط گروه را هم بر عهده دارد .امروزه به علت پیشرفت و پیچیدگی در سبک زندگی از دستمال سفید به جای شمشیر و سپر استفاده می شود. دستمال سفید نشانه صلح و آشتی با اقوام دیگر است.

کوبیدن پا بر زمین به این معنی است که این خاک موطن من است. هورای هنگام مراسم در حین حرکات به منظور ترساندن دشمن است. نشستن در هنگام رقص نشانه تسلیم برای جمع منفور است. یکسری مقام ها هم وجود دارند که در این مراسم استفاده میشوند. هوره که از نظر لغوی از واژه خور به معنای خورشید گرفته شده مورد استفاده گاتوهای زرتشتی و در مراسم راز و نیاز با خداوند بوده است. رقص‌ کردی‌ را یک‌ رقص‌ رزمی ‌می‌دانند که‌ دارای‌ صلابت‌ و متانتی‌ خاص‌ بوده‌ و یاد آور یکپارچگی‌ این‌ مردمان‌ غیور در تمامی‌ ادوار می‌باشد.

 رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ کردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادی‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یکدیگر را گرفته‌ به‌ پایکوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی‌ این‌ حالت‌ را گندم‌ و جو(یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند. (در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلک‌ می‌گویند)

در این‌ رقصها معمولاً یک‌ نفر که‌ حرکات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری‌ گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تکان‌ دادن‌ دستمالی‌ که‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ کرده‌ و در ایجاد ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد که‌ سر چوپی‌ کش‌ نامیده‌ می‌شود با تکان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید

در این‌ هنگام‌ دیگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ ردیف‌ در کنار سر چوپی‌ کش‌ به‌ گونه‌ای‌ قرار می‌گیرند که‌ هر یکی‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحاً این‌ حالت‌ را گاوانی‌ نامیده‌ می‌شود.

در رقصهای‌ کردی‌ تمامی‌ رقصندگان‌ به‌ سر گروه‌ چشم‌ دوخته‌ و با ایجاد هماهنگی‌ خاصی‌ وحدت‌ و یکپارچگی‌ یک‌ قوم‌ ریشه‌ دار را به‌ تصویر می‌کشند برخی‌ رقصهای‌ کردی‌ دارای‌ ملودیهای‌ خاصی‌ بوده‌ و توسط‌ گروهی‌ از زنان‌ ومردان‌ اجرا می‌شوند و در برخی‌ از رقصها یکی‌ از رقصندگان‌ از دیگران‌ اجرا شده‌ و در وسط‌ جمع‌ به‌ تنهایی‌ به‌ هنرنمایی‌ می‌پردازند و در این‌ حالت‌ معمولاً رقصنده‌ دو


 

دستمال‌ رنگی‌ در دستها نگه‌ داشته‌ و با آنها بازی‌ می‌کند که‌ اصطلاحاً به‌ این‌ نوع‌ رقص‌ دو دستماله‌ می‌گویند و بیشتر در کرمانشاه‌ مرسوم‌ است.‌

 نمایشها و رقصهای‌ کردی‌ را می‌توان‌ به‌ چند قسمت‌ اصلی‌ ذیل‌ تقسیم‌ کرد

 ۱- گه‌ ریان‌ ۲- پشت‌ پا ۳- هه‌ لگرتن‌ ۴- فه‌ تاح‌ پاشا ۵- لب‌ لان ‌۶- چه‌ پی‌ ۷- زه‌ زنگی‌ ۸- شه‌ لایی‌ ۹- سی‌ جار ۱۰- خان‌ امیری‌

 

گه‌ریان‌

گه‌ریان‌ در زبان‌ کردی‌ به‌ معنی‌ گشت‌ و گذار و راه‌ رفتن‌ بوده‌ و حرکات‌ مختص‌ این‌ رقص‌ نیز معنای‌ گشت‌ و گذار در ذهن‌ تداعی‌ می‌کنند

گه‌ ریان‌ دارای‌ دو مقام‌ بوده‌ که‌ یکی‌ متعلق‌ به‌ مناطق‌ روستایی‌ و دیگری‌ مناطق‌ شهری‌ می‌باشد این‌ رقص‌ نرم‌ و آهسته‌ و با لطافتی‌ خاص‌ شروع‌ شده‌ و به‌ تدریج‌ تندتر می‌شود. ملودی‌ مربوط‌ به‌ این‌ رقص‌ با تنوع‌ در ریتم‌ و نوساناتی‌ در اجرا تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد

در این‌ رقص‌ در واقع‌ تاثیر گشت‌ و گذار در زندگی‌ کردها به‌ نمایش‌ گذاشته‌ می‌شود و تنوع‌ ریتم‌ در این‌ رقص‌ گویای‌ تجربیاتی‌ است‌ که‌ در گشت‌ و گذار به‌ دست‌ می‌آیند و می‌توان‌ گفت‌ این‌ رقص‌ زیبا تبلیغی‌ است‌ برای‌ خوب‌ نگریستن‌ در اشیاء و طبیعت‌

تقریباً در کل‌ مناطق‌ کردنشین‌ ملودی‌ این‌ رقص‌ به‌ شکلی‌ یکسان‌ نواخته‌ می‌شود و در این‌ رقص‌ نخستین‌ حرکت‌ با پای‌ چپ‌ آغاز شد و حرکت‌ پای‌ دیگر همواره‌ با سر ضربهای‌ دهل‌ که‌ معمولاً باریتم‌ دو تایی‌ اجرا می‌شوند عوض‌ می‌شود

 

پشت‌ پا

پشت‌ پا رقصی‌ است‌ که‌ کمی‌ تندتر از گه‌ ریان‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ کردنشین‌ مخصوص‌ مردها می‌باشد رقص‌ پشت‌ پا همانطور که‌ از نامش‌ پیداست‌ انسان‌ را به‌ هوشیاری‌ و به‌ کارگیری‌ تجارب‌ می‌خواند تا مبادا شخص‌ در زندگی‌ از کسی‌ پشت‌ پا بخورد

 

هه‌لگرتن‌

هه‌ لگرتن‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ بلند کردن‌ چیزی‌ می‌باشد. این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شود که‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار به‌ سوی‌ هدف‌ روانه‌ است‌. ریتم‌ تند ملودی‌ مخصوص‌ این‌ رقص‌ هر گونه‌ کسالت‌ و خمودی‌ را نفی‌ کرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تاکید دارد

 

فتاح‌ پاشایی‌

فتاح‌ از نظر لغوی‌ به‌ معنی‌ جنبش‌ و پایکوبی‌ است‌ ملودی‌ این‌ رقص‌ در سر تاسر کردستان‌ به‌ شکلی‌ یکنواخت‌ و با ریتمی‌ تند اجرا می‌شود و لذا این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ می‌باشد بیشتر مردم‌ کردستان‌ از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌کنند. این‌ رقص‌ نشانگر انسانی‌ است‌ که‌ به‌ شکرانه‌ کسب‌ موفقیت‌ها و استفاده‌ از نعمتهای‌ خداوندی‌ خوشحالی‌ خود را به‌ نمایش‌ گذاشته‌ است‌

 

لب‌ لان

این‌ رقص‌ با ریتمی‌ نرم‌ و آهسته‌ پس‌ از فتاح‌ پاشا اجرا می‌شود و می‌توان‌ در آن‌ لزوم‌ تنوع‌ در زندگی‌ را مشاهده‌ کرد. پس‌ از اجرای‌ پر جنب‌ و جوش‌ رقصها گه‌ ریان‌، پشت‌ پا، هه‌ لگرتن‌ و فتاح‌ پاشا به‌ ضرورت‌، رقصندگان‌ لب‌ لان‌ می‌رقصند تا کمی‌ استراحت‌ کرده‌ و تجدید قوا کنند رقص‌ لب‌ لان‌ در واقع‌ انسان‌ را از غلبه‌ احساسات‌ زودگذر نهی‌ کرده‌، وی‌ را پس‌ از طی‌ مرحله‌ ضروری‌ شور و مستی‌ به‌ قلمرو تفکر دور اندیشی‌ و باز نگری‌ رهنمون‌ می‌سازد در این‌ رقص‌، شرکت‌ کنندگان‌ آرامش‌ خاصی‌ را احساس‌ می‌کنند

 

رقص آذربایجانی 

تاریخ از دو تا سه هزار سال قبل از میلاد، شاهد حضور رقص در سرزمین آذربایجان بوده است. رقص ابتدائی، با ایماء و اشاره (پانتومیمی) که در ارتباط متقابل با محیط کار، جان گرفت و هموار تحت سلطه شرایط معیشتی قرار داشت

قومی که با شکار حیوانات گذران زندگی می کردند، رقصی از خود به نمایش می نهادند که حرکات نرم و جذاب به کار رفته در آن رنگی از سحر و جادو داشت

حرکات آروزمندانه کشاورزان برای وفور محصول، که همواره با نوای ساز همراه بوده، حالاتی مشابه برداشت گندم یا چیدن انگور را به نمایش می گذاشت و این دلیلی است روشن برای استمرار چند هزار ساله رقص در آذربایجان. رقصی که پیوندی عمیق با دگرگونی های مادی و معنوی مردم دارد و بازتاب قاطع خصوصیات ملی اوست

زندگی مردم آذربایجان از دیرباز با رقص عجین بوده است. تاریخ انواع حرکات موزون در آذربایجان از نظر فرم و نحوه اجرا،‌ به صورت انفرادی یا دسته جمعی ، اعم از مردانه یا زنانه و تعداد ایفاکنندگان به قدری متنوع و مبسوط است که در فرهنگهای ترکی، کردی، ارمنی، گرجی و … با نامهای گوناگون تبلور یافته و در بسیاری از موارد حرکات موزون فرهنگهای مختلف در پایه مشترک و در جزئیات باهم تفاوت دارند. با این حال می توان صدها نوع از حرکات موزون را بنا به نام محل یا فرد شهیر، مفهوم زبانی، نحوه اجرا به صورت حرکات موزون غنایی و لیریک پهلوانی و حماسی و … تقسیم بندی کرد اعم از:

رقص لیریک: یاللی، شالاخو، اوزون دره، تره کمه، واغزالی، سیندیرما، توراجی، گولوم آی،قیتقیلدا، آلما، لاله، دستمالی، یئری- یئری

رقص پهلوانی و جنگی: قزاقی، قفقازی، لزگی، قایتاغی، کوراوغلونون قایتارماسی، کوراوغلونون باغیرتیسی، میصری، زوتی- زوتی، زنجیر توتماق، تار آباسی

رقص مراسمی: کوسا- کوسا، آذربایجان، میرزهیی، آسماکسمه، آغیرقاراداغی و

اشاره ای هر چند اندک در مورد هر کدام 

یاللی: از رقص ریشه دار و باستانی است که در فرهنگهای آذربایجانی، کردی، ارمنی گرجی، و برخی دیگر از فرهنگهای آسیای مرکزی بطور گستردهای رواج دارد . اشعار حکیم نظامی گنجوی در منظومه خسرو و شیرین، در توصیف حرکتهای پای ایفاگر- به مانند گردش زخمه بر چنگ – به یاللی می باشد

یاللی با مشایعت نوازندگان سورنا و دهل در صفی طولانی، دست در دست، با دستمال یا چوبی در دست رهبر صف، بصورت جمعی اجرا میشده است

یاللی در دو نوع بصورت رقص مستقل و حرکات موضوعی بصورت تاترونمایش – هک در حین رقص موتیفهای قهرمانی و روحیات ایلی، جوانی و چابکی خود را مییابد- اجرا می شود

از یاللی در قسمتی از اپرای کوراوغلو ساخته ئوزیر حاجی بیگوف در قسمتی از اپرای نرگس ساخته مسلم ماقامایف در قسمتی از باله گلشن ساخته سلطان حاجی بیگوف در اثری به نام یاللی ساخته جهانگیر جهانگیروف، در قسمتی از باله قوبوستان کولگهلری ساخته قاراقارایف و آهنگسازان روسی و بعضاً اروپایی استفاده شده است

لزگی: رقصهای قفقاز و ماورا آن به شمار می رود که به شکل گسترده ای در آذربایجان متداول است. لزگی، حماسی، باوقار، پرتحرک و ریتمیک است که توسط مردان بصورت جمعی و با هنرنمایی تک تک ایفاگران با حرکات پا، پنجه پا، بصورت سریع با تمثیلی از حالت تاخت و سوار بر اسب و غالباً با خنجری در دست یا دستهای مشت کرده، با حرکاتی بدیع و گاه اکروباتیک، چرخش روی زانوها، پرشها اجرا می شود

قایتاغی: نوع دیگری از رقص است که در آذربایجان با عناوین اوج دوست، یئددی قارداش ، اوغلانلار رقصی اجرا می گردد

کور اوغلو: از رقصهای قدیمی است که توسط سورنا و دهل اجرا می شود. کوراوغلو، پرصلابت،‌حماسی، رزمی و پهلوانی است که در ابتدا با سرعتی آرام شروع شده و تدریجاً تند میشود که به یادبود قهرمان افسانهای دوران فئودالی یعنی کوراوغلو نامیده می شود

میصری: (شمشیر عربی منسوب به کوراوغلو) غالباً توسط عاشیقها، با ریتمی شبیه به مارش و با انجام حرکات مشکل و سنگین و غالباً با شمشیر توسط ایفاگران اجرا می شود

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:37  توسط برزو  | 
 
  بالا