تبليغاتX
برزو فرشاد
 
برزو فرشاد
 
 
این وبلاک شامل واگویه های ذهنی و برخی نمونه کار های من است
 
اینها رو رو برای نمایشگاه یک دوست زدم......بابا رفقا...... چرا دیگه به ما سر نمی زنید؟!!!................. کامنت نمیزارین؟.......من منتظر نظرات مفید و دوستانه شما هستم!

1

2

3

4

5

6

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 12:20  توسط برزو  | 
پشتشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني
مي‌دانست‌ كه‌ هميشه‌ جز اندكي‌ از بسيار را نخواهد
رفت.سنگ‌پشت،‌ ناراضی ونگران بود.
پرنده‌اي‌ درآسمان‌ پر زد، سبك؛
و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: اين‌ عدل‌ نيست،
اين‌ عدل‌ نيست. كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌
نمي‌كردي. من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم. هيچ‌گاه. و در لاك‌
سنگي‌ خود خزيد، به‌ نيت‌ نا اميدي .
خدا سنگ‌پشت‌ را از روي‌ زمين‌ بلند كرد. زمين‌ را
نشانش‌ داد. كُره‌اي‌ كوچك‌ بود.
و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس‌
نمي‌رسد.

چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن‌ است .
حتي‌ اگراندكي.
و هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي.
و باور كن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست،‌
توپاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛ پاره‌اي‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت. ديگر نه‌ بارش‌
چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتي‌ اگر اندكي...
 |+| نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:16  توسط برزو  | 
سلام.....خیلی وقته که اپ نشدم....اینها رو تو زاهدان کشیده بودم.....  قوی نیستن...ولی میشه تحملشون کرد...دیگه کم کم کارای جدید هم باید بزارم

1

2

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 21:7  توسط برزو  | 

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.


در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.


در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.


در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.


در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.


در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.


در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.


در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.


در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.


در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.


در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.


در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.


در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.


در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:25  توسط برزو  | 
اینم یه بچه کوچولو که منتظر تا باباش بیاد خونه.....؟!خیلی وقت پیش این عکس رو گرفتم....

1

.......

...... بالاخره لود شد..........................مردم.....و...مرسی امید جان؟!

راستش به خاطر اینکه پرشین گیگ رو هم فیلتر کردن عکسام باز نمیشه.....حالا باید از چه سایتی برای اپ لود عکسام استفاده کنم......؟اگه سایتی میشناسین که فیلتر نیست بهم معرفی کنین....؟!

این کار هم مال هلال احمر بود؟!

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 13:52  توسط برزو  | 

  باد می وزد

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

 

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . ..

 

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .

 

خوب گوش کردن را یاد بگیریم

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .

 

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

 

وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .

 

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

 

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

  

اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی

بدست خواهی آورد . . .

 

قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی

فردا میشکند دگری قلب تو را  . . .

 

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

 

همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست

 

 |+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 16:17  توسط برزو  | 
چند تا عکس دیگه از زاهدان .....این عکسا جدیدند در تیر ماه امسال که رفتم زاهدان گرفتم....

0

1

2

3

4

5

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 21:58  توسط برزو  | 
این عکس رو در بازار زاهدان گرفتم.... این دختر بچه بلوچ به نظر من پر از طراوت و پاکی کودکی است.

1

2

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 10:45  توسط برزو  | 
داشتم فایلهای کامپیوترم رو مرتب می کردم چند تا از اتود های کارهای قدیم رو یافتم........ گفتم بذارمشون اینجا............ وبلاگمون رو که خیلی وقته اپ نشده اپ کنیم............؟!!!!بابا نظر بدین نامردا ....چرا هیچکی نظر نداره؟من نظرا رو می خونم شاد میشم......اگه شده بد و بیراهم بگین بدین...امابگین!!!!!!

1

2

3

4

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:51  توسط برزو  | 
چندتا پرنده؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

dodo

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 0:17  توسط برزو  | 
شعر از پابلو نرودا شاعر  شیلیایی

   با ترجمه‌ی احمد شاملو:
 
  
 
به آرامی آغاز    
 
به سفر اگر نكنی
،
 
   اگر كتابی نخوانی،
 
   اگر به اصوات   زندگی گوش ندهی
  ، 

 
   اگر از خودت قدردانی نكنی

   به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

 زماني كه خودباوري را در خودت
 بكشی

 وقتي نگذاري ديگران به تو كمك
 كنند

 به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی

 اگر برده عادات خود شوی

 اگر هميشه از يك راه تكراری
 بروی
 ...

 اگر روزمرّگی را تغيير ندهی

 اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی

 يا اگر با افراد ناشناس صحبت
 نكنی


 تو به آرامی آغاز به مردن
 مي‌كنی

 اگر از شور و حرارت

 از احساسات سركش

 و از چيزهايی كه چشمانت را به
 درخشش وامی‌دارند

 و ضربان قلبت را تندتر
 مي‌كنند

 دوری كنی . . .

 تو به آرامی آغاز به مردن
 مي‌كنی

 اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا
 عشقت
 شاد نيستی، آن را عوض نكنی

 اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر
 نكنی

 اگر ورای روياها نروی

 اگر به خودت اجازه ندهی

 كه حداقل يك بار در تمام زندگيت

 ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .



 امروز زندگی را آغاز كن!

 امروز مخاطره كن!

 امروز كاری كن!

 نگذار كه به آرامی بميری!

 شادی را فراموش نكن
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 18:0  توسط برزو  | 
خوب بودن (( به خدا )) سهل ترين كار است
و نمي دانم،
                كه چرا انسان،
                                   تا اين حد،
                                                با خوبي،
                                                            بيگانه است!
                                   و همين درد مرا مي آزارد!
                                                                                (فريدون مشيري)
 
گذشته را فراموش کنید ،
 
بیایید مهربان باشیم،با هم،با همه...
 
دل هایمان باید عاشق باشند،عاشق عشق،دوستی و صفا وصمیمیت...
 
راستی را تمرین کنیم،پاکی را تمرین کنیم،
 
می شود پاک بود...
 
می شود عاشق بود و مهربان...
 
می شود انسان بود...
 
سخت نیست،آسان است،
 
باور کنید
 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 16:34  توسط برزو  | 
 
  بالا